سیب کال دلتنگی هایم
یاسی یعنی مهربانی با همه
اما نه از پاییز چیزی مانده و نه نیرویی برای همه حرفهای باد کرده.پرچم تسلیم من را اگر باد نقاره می زند حاکی از ته نشین شدن بشکه امید نیست بلکه کنار آمدن با همه کلاغ های سیاه زندگی ام است که لبخند را نیاموختن .خستگی هایم سردرد کرده اند و مقیاس احساسم عوض شده .اما احوال من نسبت به تو همان لبخند همیشگی ست. پاییز برایم یک جور دیگر شده یک جوری که دوستش دارم یک جوری به رنگ یاسی .نمی دانم این روزهاست یا همیشه اینطور بوده که کلماتم پر شده از د ر د و یک حس عمیق بغض که تغریبا همسان شده با رنگ پاییزهایم.برای خودم اسپند دود می کنم تا ناغافل به دست غم چشم نخورم اخر مدام در حال چشم خوردنم انگار باید بروم به یک جای خلوت تا همه چیز ته نشین شود گاهی دلم می خواهد دلم برای هیچ کس تنگ نشود و با همه قهر کنم انقدر که دلی برای من تنگ شود و حواس کسی به من باشد .پرچم بی خیالی دیگر حنایش را از دست داده و به بی رنگی رسیده .خنده هایم به ته چاه رسیده و و و و و شب های سرد پاییز..... این روزها چقدر خیابان ها سرد شده و عصاب من و عصاب ادمها .یادم باشد به بادهای پاییزی بگویم به جای اینکه استخوان هایم را گاز بگیرند تمام درد هایم را بردارند و ببرند ببرند و ببرند یادگار قدیمی نوشته های خاک خورده ام ...........من پر از خاک های خاطراتم .بر روی من هیچ ملحفه ای نیست هیچ پتویی تا از خاطرات خیس و خاک خورده در امان باشم .کاش همچون جسدی خوابیده ملحفه را تا انتهای سرم می کشیدی......این روزها چه فرقی می کند تو باشی یا نباشی چه فرقی می کند خاطرات خاک خورده باشند یا نه چه فرقی می کند یاسی زنده باشد یا هنوز نفس می کشد.....مهم این است که من قربانی همه این دقایق های رفته و نیامده ام قربانی همه خاطرات خاک خورده قربانی همه بی حوصلگی ها.......امروز و این روزها حس من را میدانی؟امروز بیست مهر است .بیست همه مهرهایی که قهر کردم تا کسی مرا بخاطر بیاورد .....امروز و این روها دلتنگی اش مثل قل قل اب دورن چای ساز است که تا دکمه اش را نزنی از قل نمی ایستد. دکمه قل قلهای دلتنگی ام نیز این روزها خراب شده از حرکت نمی ایستد .دلتنگی هایم قل قل می کند و هر چه به جلوتر میرود شدت می گیرد.اه لعنتی شب از کدوم روزنه عبور می کند .اه لعنتی من می ترسم این شب کی تمام میشود/؟
| Design By : Pars Skin |
